أبو علي سينا

مقدمه 7

رساله در حقيقت و كيفيت سلسله موجودات و تسلسل اسباب و مسببات ( فارسى )

علم خداوند قوت موجده و تعقل او سبب فعل لايتناهى است و فيض نيز همين علم ابدى و تعقل ذاتى خداوند است كه پيوسته در فعل و ايجاد مىباشد . غزالى اين مطلب را ، يعنى اثبات اينكه چگونه علم و معرفت خداوند موجب وجود اشياء مىشود با مثالى روشن ساخته و چنين ميگويد : « وقتى چيزى را كه مورد علاقه ما باشد تصور ميكنيم در اين موقع قوهء شهوت و ميلى در ما بر انگيخته مىشود و چون اين قوه زيادت يا به دو شدت پيدا كند و تصور ما بدان افزوده گردد قوه محركه‌اى در عضلات و اعصاب پديد ميآيد كه به حكم ضرورت ما را بسوى آن سوق ميدهد و فعل مطلوب انجام ميگردد . پس حركت از قوهء شوقيه و قوهء شوقيه از تصور حاصل مىشود » . مثال ديگرى كه براى اثبات اين مدعا ذكر مىكند و در بعض كتب شيخ رئيس نيز مذكور است ، اين است كه كسى كه بر روى چوبى كه بين دو ديوار نصب است بايستد ، هر آن توهم سقوط مىكند و سرانجام اين توهم موجب سقوط وى مىشود . بنا برين فكر و تعقل ، موجب فعل است . در ذات بارى تعالى نيز علم و تعقل موجب ايجاد و فعل است ، ولى نه بدان صورت كه در انسان انجام ميگيرد ، زيرا تصور شوق و شهوت در حق خداوند محال است ، چه شوق و ميل مستلزم احتياج به چيزى است و حال آنكه پروردگار بىنياز و كامل و مصدر كل موجودات است . پس خداوند كه مستغنى و فياض است ابداع عالم را بر اثر ميل و شوق انجام نداده بلكه عمل آفرينش در نتيجهء علم و تعقل ذات خود او صورت گرفته است « 1 » . اگر بگفتهء غزالى در باب اينكه فكر منشأ حركت و عمل است نيك بنگريم به خوبى متوجه ميشويم كه توجيه مطلب از نظر روانشناسى حائز

--> ( 1 ) - مقاصد الفلاسفه ، طبع مصر ، ص 164 - 165 .